خرید بک لینک
من سال هاست که مرده ام . اما کسی باور نمی کند. اطرافیانم آنقدر قوه ی تخیل شان بالاست که مرا هر روز در کنارشان حس می کنند. با من بلند می شوند، می نشینند و حرف می زنند. و مهم تر از همه غذا می خورند

برچسب: نویسنده: حمید طاهری تاريخ: پنجشنبه 11 ارديبهشت 1399 ساعت: 6:34

سقط خانه می خواهم بنویسم اما ترجیح می دهم کمی کتاب بخوانم . می روم سراغ کتابی که مجذوبم کرده و هر بار کمی از آن را مزه مزه می کنم . " ده پرسش از دیدگاه جامعه شناسی " نوشته ی جوئل شارون . کتابی که می خوانم

برچسب: نویسنده: حمید طاهری تاريخ: پنجشنبه 11 ارديبهشت 1399 ساعت: 6:34

گفت : « من به اونا اعتماد ندارم . صد تا چاقو بسازند یکی دسته نداره ! » گفتم : « ای بابا ! پرزیدنت گفته ! رئیس بانک مرکزی گفته ! سخنگوی دولت گفته ! ... » گفت : « من یکی حاضر نیستم با حرف اونا قسط

برچسب: نویسنده: حمید طاهری تاريخ: پنجشنبه 11 ارديبهشت 1399 ساعت: 6:34

اخبار ساعت بیست و یک را تماشا می کنم . گوینده ی خبر و گزارشگرها در یک برنامه ی خبری حدود یک میلیارد و چهارصد و سی و سه میلیون بار از اسم کرونا و کووید 19 استفاده می کنند . می توان گفت دقیقن به تعدا

برچسب: نویسنده: حمید طاهری تاريخ: پنجشنبه 11 ارديبهشت 1399 ساعت: 6:34

یک مسافت طولانی را زیر آفتاب قدم زدم . وسط بلوار فضای سبز خوبی احداث کرده اند . البته همان ابتدای بلوار و فضای سبز روی تابلویی تذکر داده شده بدلیل ارتعاشات مغناطیسی حاصل از کابل های فشار قوی که د

برچسب: نویسنده: حمید طاهری تاريخ: پنجشنبه 11 ارديبهشت 1399 ساعت: 6:34

در حال تماشای مستند میز سرآشپزام . یک آشپز حرفه ای و یک رستوران معروف و غذاهایی که در حد یک اثر هنری اند. اما فکرم پهلوی ایران است . ایران دختر هفت ساله ای بود که دیشب در مستند ایرانگرد دیدم . دخ

برچسب: نویسنده: حمید طاهری تاريخ: پنجشنبه 11 ارديبهشت 1399 ساعت: 6:34

مرگ ها تکراری بود . تکراری و کسل کننده . نزدیک به دوماه بود که تمام بخش های خبری پر شده بود از مرگ با ویروس کرونا . نه مرگ بر آمریکایی بود و نه مرگ بر اسرائیلی . از فرط تکرار کلافه بودم و دلم مرگی تازه و نو می خواست . تا اینکه گوینده خبر گفت : « خالق ملوان زبل در گذشت ! » و من کسالت مرگبارم را فراموش کردم ! دلم می خواست سامبای مرگ برقصم !

برچسب: نویسنده: حمید طاهری تاريخ: پنجشنبه 11 ارديبهشت 1399 ساعت: 6:34

ممد جوادمون سه شنبه خرید کردم . چهارشنبه تحویل پست شد. پیشتاز بود و ظاهرا باید سریع می رسید. پنجشنبه در راه بود . جمعه هم در راه بود. شنبه صبح ردش را در چهارراه لشکر زدم. تفکیک شده و به مقصد نهایی ارسال شده

برچسب: نویسنده: حمید طاهری تاريخ: پنجشنبه 11 ارديبهشت 1399 ساعت: 6:34

باد می وزد و باران پراکنده را به شیشه های پنجره می کوبد. بوی خمیر تازه از کنار دستم بلند شده است . جانی در حال ورز دادن خمیر کلوچه هاست . صدای پارس سگ و هوهوی باد از پنجره ی نیمه باز به درون اتاق

برچسب: نویسنده: حمید طاهری تاريخ: پنجشنبه 11 ارديبهشت 1399 ساعت: 6:34

به فصلی از کتاب می رسم که از « تقسیم کار و ظهور قدرت نابرابر » می گوید : با اینکه می دانم این الگوها در کشورهای کمونیستی سال ها قبل پیاده شده و راه به جایی نبرده است اما کنجکاوم بدانم این سرابی که انس

برچسب: نویسنده: حمید طاهری تاريخ: پنجشنبه 11 ارديبهشت 1399 ساعت: 6:34

صفحه بندی